مرتضى مطهرى
65
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پول را به ابوذر بدهى ، قانعش كنى كه اين پول را از ما بگيرد تو را آزاد مىكنم . غلام چرب زبان آمد پيش ابوذر ، هر كار كرد و هر منطقى به كار برد ابوذر گفت : پولِ چيست كه به من مىدهد ؟ اين اول بايد روشن باشد . اگر سهم مرا مىخواهد به من بدهد ، سهم ديگران را چطور ؟ سهم ديگران را مىدهد كه حالا مىخواهد سهم مرا بدهد ؟ اگر سهم ديگران است كه دزدى است ، اگر سهم من است پس كو سهم ديگران ؟ اگر مال ديگران را بدهد مال من را هم بدهد ، مىپذيرم . اما چرا تنها به من مىخواهد بدهد ؟ هر كار كرد قبول نكرد . آخر اين غلام از يك راه دينى و مذهبى وارد شد ، گفت : ابوذر ! آيا تو دلت نمىخواهد يك بنده آزاد بشود ؟ گفت : چرا ، خيلى هم دلم مىخواهد . گفت : من غلام عثمانم ، عثمان با من شرط كرده كه اگر تو اين پول را بگيرى مرا آزاد كند . محض اينكه من آزاد بشوم اين پول را بگير . اين پول را بگير نه براى خودت بلكه براى اينكه من آزاد بشوم . گفت : خيلى دلم مىخواهد تو آزاد بشوى ولى خيلى متأسفم كه اگر اين پول را بگيرم ، تو آزاد شدهاى ولى خودم غلام عثمان شدهام . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله على الوردى مىگويد : زندگى عملى على اين نظريه را نقض كرد . من عرض مىكنم نه تنها زندگى على اين نظريه را نقض كرد ، قبل از على زندگى پيغمبر آن را نقض كرد . پيغمبرِ شعب ابى طالب را ببينيد و پيغمبرِ روز وفات را ببينيد . پيغمبرِ شعب ابى طالب ، اوست و يك جمع قليل از اصحاب كه در درهاى محبوسند ؛ آب ، غذا و احتياجات ديگر به آنها نمىرسد و آنچنان بر آنان سخت است كه بعضى از مسلمينى كه در مكه اسلامشان را مخفى كرده بودند با بعضى مسلمينى كه در شعب بودند و بالخصوص على عليه السلام [ رابطه برقرار كرده بودند و در ] آن تاريكيهاى شب از گوشهها مىرفتند و انبان غذايى مىآوردند و مسلمين هر كدام اندكى مىخوردند ، همين قدر كه سد جوعشان بشود . اين پيغمبر بعد مىرسد به سال دهم هجرى ؛ در سال دهم هجرى حكومتهاى جهان رويش حساب مىكنند و در مقابل او احساس خطر مىكنند ؛ نه تنها تمام جزيرة العرب تحت نفوذ اوست و به صورت يك قدرت تمام درآمده است ، بلكه سياسيين جهان پيش بينى مىكنند كه اين قدرت عن قريبٍ از جزيرة العرب سرريز مىكند و متوجه آنها خواهد شد . در همان حال پيغمبرِ سال دهم